ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
917
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
بخش 2 ذكر خاتمهء كار شاهنشاه دوران و وفات او در دار السلطنهء اصفهان و آشوب زمان سر فتنه دارد دگر روزگار * من و مستى و فتنهء چشم يار فريب جهان قصّه [ اى ] روشن است * ببين تا چه زايد شب آبستن است بر ارباب بصيرت و عرفان پوشيده نيست كه هر دولت را زوالى است و هر شوكت را وبالى . ذات قديم ، وجود پاك خداوند كريم است و وجود قويم ، ذات قديم كردگار رحيم . [ مصرا ] ع : آنكه پاينده و باقى است ، خدا خواهد بود زوال هر دولت را نشانههاست و و بال هر شوكت را بهانهها ؛ چند بهانه به جهت زوال اين شوكت ارجمند به هم رسيد كه موجب تغيير مزاج اقدس اعلى گرديد و جسم مبارك را از فرط غم و غصّه كاهيد . سه فقره از آن جمله ، اكبر نوائب بود : اوّل : تسلط جماعت روسيه بر ولايات آذربايجان و اخذ هشت كرور تنخواه نقد از خزانهء دولت ابداركان . دويم : وفات دو نفر از شاهزادگان عظيم الشأن كه ضمير منير اقدس را بغايت افسرده [ نمود ] . يكى حضرت دولتشاه غفرانپناه محمد على ميرزا [ 502 ] صاحب اختيار ولايات كرمانشاهان و خوزستان و لرستان و ديگرى وليعهد جنّت آرامگاه عباس ميرزا - طاب ثراهما - كه در حقيقت ، دولت متين را دو ركن ركين بودند و روزبهروز بر بروز